باتومی

باتومی  BATUMI

 

باتومی شهری ساحلی است، آرمیده در کنار دریای سیاه. از مرز سارپ،که کارهای بازرسی گذرنامه در ساختمانی شیک و بزرگ انجام می شود تا خود باتومی، جاده سرتاسر کنار دریاست.باتومی شاید مهم ترین شهر منطقه خودمختار آجرا باشد.آجرا (آژرا) استانی است که در سالهای بعد از انحلال شوروی و استقلال گرجستان داعیه خودمختاری سرداد. جنگهای کوچکی هم در سالهای نه چندان دور رخ داد اما در نهایت منطقه آجرا به گرجستان و پایتختی تفلیس احترام گذاشت. با این حال پرچم این منطقه با پرچم گرجستان تفاوت دارد.در واقع  4 صلیبی را که پرچم اجرا در چهارگوشه اش دارد، پرچم گرجستان ندارد.

با اینکه در دو سه سال اخیر رشد مثبتی در ساختار شهری باتومی دیده می شود، اما هوز هم با یک شهر توریستی فاصله دارد. به عنوان مثال هتلهای این شهر، فاصله زیادی با استانداردهای جهانی دارند. هتلهای 3 و 4 ستاره این شهر، خدمات مورد انتظار گردشگران حرفه ای را ارائه نمی دهند. تنها سه هتل شرایتون، رادیسان بلو و این توریست قابلیت رقابت با هتلهای خوب را دارند. هتلهایی که هم از نظر معماری هم از نظر ارتفاع سرآمد دیگر ساختمانهای باتومی هستند.

بیشترمناطق دیدنی و جاذبه های معماری شهر در منطقه ای موسوم به مسجد جامع هستند.بلوار ساحلی، پارک 6 می با آب نماهای بسیار زیبا همراه با  موسیقی که ترکیبی هیجان انگیز از رقص فواره ها، ایجاد می کنند، در نوار غربی شهر است. منطقه ای که ساختمان ملی تئاتر، کازینوی بزرگ شهر، کلیساهای ارتدوکس و کاتولیک، مسجد جامع، هتلهای رادیسان و شرایتون و این توریست و هتل چهارستاره آلیک، سینماها، میدانهای بزرگ همراه با مجسمه ها، و خیابانهای سنگفرش منتهی به مراکز خرید ومهم تر از همه رستورانهای ترک و مراکز بازی و شرط بندی همه در آن قرار دارند.اسکله و باراندازتعمیراتی باتومی هم منتهی الیه این منطقه است. شاید بتوان طی یک پیاده روی چند ساعته همه این بناها را دید و دست آخر برای استراحتی کوتاه به رستورانها و بارهای کوچک کنار ساحل رفت.

با اینکه این نام ها بسیار دیدنی هستند، اما چهره اصلی شهر با فاصله از بلوار ساحلی نمایان می شود. آپارتمانهای فشرده در یکدیگر با نماهایی پوسیده و از بین رفته، سطح فراوان بیکاری بین مردان و زنان کز کرده در گوشه خیابانها و پارک ها و ازدحام مردان در مراکز شرط بندی مسابقات فوتبال و از همه مهم تر تعداد زیاد گداهای کوچک و بزرگ نشان نشان می دهد که بخش عظیمی از این شهر هنوز هم با فقر دست و پنجه نرم می کند. بدون استثنا جلوی تمام رستوران ها و مراکز خرید و تفریح دسته دسته کودکان کثیف و فقیری را می بینید که با سماجت بی حد و حسابشان تا از مسافر چیزی نگیرند رهایش نمی کنند. گاهی آنقدر سمج هستند که به پای آدم می چسبند وهمراه با راه رفتن او در پیاده رو کشیده می شوند اما پا را رها نمی کنند تا سکه ای، چیزی بگیرند.تعداد بالای دستفروش ها، گداهای کوچک و بزرگ و خیل عظیم بیکاران دوسوم شهر را برای توریست ها ناامن می کند. نکته ای که گاه آژانسهای مسافرتی به راحتی از کنار آن می گذرند، تنها وتنها به این دلیل که هتلهای موجود در این منطقه از شهر بسیار ارزان تر هستند، مسافر را به چنین مناطقی می برند. در همین تبریز هم کم نیستند آژانسهایی که با چنین ترفندهایی در مجموع نرخ پایین تری به مسافر اعلام می کنند و مسافر از همه جا بی خبر که تنها معیارش برای مسافرت،  هزینه کمتر است، به جای یک هفته استراحت و تفریح در یک سفر خارجی ،تنها و تنها با مشکلاتی دست و پنجه نرم می کند که در نهایتش به شکایتها و گلایه هایی منجر می شود که معمولن این آژانسها بعد از پایان تورشان با آن مواجه هستند.

آنها که کمی ثروتمند هستند می توانند یکی از هتلهای پنج ستاره شرایتون یا رادیسان را انتخاب کنند. هتلهای چهارستاره این توریست و آلیک و هتل سه ستاره مارینا هم گزینه های مناسبی برای یک اقامت یک هفته ای در باتومی هستند. هتلهایی که اغلب کارکنانشان جز زبان روسی و گرجی زبان دیگری نمی دانند با این حال در هریک از آنها هستند کارکنانی که به زبان انگلیسی مسلط بوده و می توانند ارتباط خوبی با مسافر پیدا کنند. اما اگر قصد دارید در بیرون شهر اقامت کنید تنها گزینه مناسب هتل جیو است. هتل جیو در حال حاضر توسط گروهی از تبریزی ها اداره می شود. این هتل کنار پارک بوتانیک است. زیباترین پارک جنگلی این کشور که قدم زدن در آن حقیقتن شبیه یک رویاست. با اینکه به نظر می رسد خارج از شهر بودن این هتل ممکن است ، جزو ضعفهای این هتل باشد اما سرویس هایی که دائم بین هتل و مرکز شهر در ترددند این مشکل را از بین می برند. از طرفی تمام خدمات مورد نیاز مسافر در این هتل موجود است. از طرفی سرآشپز ایرانی این هتل، عمده ترین مشکل مسافران ایرانی، یعنی ناسازگاری ذائقه با غذاهای گرجی را از بین برده است. در مقایسه با تنوع بالای غذاهای ایرانی، غذاهای گرجی تنوع بسیار کمی دارند، از طرفی شکل و طعمشان آنچنان با ذائقه های ایرانی ها سازگار نیست. برای همین مشکل غذا در گرجستان بعد از زبان انگلیسی دومین مشکل بزرگ مسافران است. شاید از این رو باشد که طی این دو سال چند رستوران ایرانی مانند میراندا و آراز و چند رستوران ترک در مناطق گردشگر پذیر باتومی افتتاح شده اند. غذاهای ایرانی که مشخص است، چلوکباب و چنچه و برگ و سوپ است. دونر کباب، آدانا، تاس کباب، خوراک مرغ و انواع سوپهای محلی ترکیه مانند شوربای ازوگلین و شیربرنج نیز از محبوب ترین غذاهایی است که در رستورانهای ترک می توان از خوردنشان لذت برد. هر وعده غذای متوسط را می توان بین 7 تا 12 لاری سفارش داد.یعنی رقمی معادل 9 تا 14 هزار تومان خودمان. به عنوان نمونه سوپ 3 لاری، نوشابه 2 لاری، سالاد 2 لاری و کباب 10 لاری قیمت دارد که در مجموع سرویسی کامل به حساب می اید.

از بین همه محصولاتی که گردشگران دوست دارند به عنوان سوغاتی آن را بخرند، تنها مواد بهداشتی و آرایشی قیمتی مناسب تر از ایران دارند. در بقیه موارد مانند لباس و کیف و کفش و پارچه قیمتها از ایران هم گرانتر است. با این حال در منطقه کمال پاشای ترکیه در 5 کیلومتری مرز سارپ مرکز خرید بزرگ و زیبایی وجود دارد که بیشتر مسافران ایرانی سغاتشان را از آنجا تهیه می کنند. مارک های معروف ترک و اروپایی در حراج های مختلف این مرکز خرید که به استانبول شهرت دارد با قیمتهای بسیار مناسبی عرضه می شوند که هم می توان طی اقامت در باتومی یک نیم روز را برای رفتن به مرز صرف کرد و هم می توان هنگام بازگشت از گرجستان با توقفی چند ساعته در مرکز خرید استانبول، هر آنچه که از یک مسافر خارجی انتظار می رود خرید و سوغات برد.