گرجستان

گرجستان GEORGIA

مردم گرجی کشورشان را «ساکارتْوِلو»(საქართველო)، خودشان را «کارتوِلِبی» (ქართველები) و زبان‌شان را «کارتولی» (ქართული) می‌خوانند(اما کلمهٔ «گرجی» یا "Georgian": در زبان یونانی از کلمهٔ «گئورگوس»(Georgos)است و به معنی زارع و برزگر می‌باشد) . گرجستان به زبان روسی «گروزیاً (Грузия) نامیده می‌شود و در کشورهای دارای زبان‌های فارسی و ترکی، »گرجستان" خوانده می‌شود. گرجستان را در زبان انگلیسی جرجیا  می‌خوانند. البته جر(Georgiaج)یا (Georgia) نام یکی از بزرگترین ایالات آمریکا نیز هست که مرکز آن آتلانتا ست.
تاریخ
تاریخ گرجستان

انسان‌های اولیه را می‌توان در ماوراء قفقاز، به ویژه در گرجستان، خیلی پیش از دوره پارینه‌سنگی ردیابی کرد. در دوره مربوط به آثار دوره پارینه‌سنگی در اراضی گرجستان، انسان در گستره وسیعی سکونت داشت. یکی از قرارگاه‌های آن زمان که بیشتر قابل ملاحظه‌است، در یاشتخوا، در نزدیکی سوخومی کنونی است.
دوران دیرینه

تعدادی از ابزارها و وسایل آن دوره در حوزه رودخانه «قویریلا» کشف شده‌است. عصر وابسته به فرهنگ قسمت اخیر عصر سنگ و (Moutevian)(۱۰۰ تا ۳۵ هزار سال پیش) جمعیت زیادی را در قلمرو گرجستان به ویژه سواحل دریای سیاه و حوزه رودخانه «ریونی قویریلا» (جایی که غارهای جروچی، ساگوار جیله و چاخاتی کشف شده‌است) شاهد بوده‌است. سکونت در این نواحی، به ویژه در دوره پارینه سنگی متراکم بود و استقرارگاههای قابل توجه آن در دویس خورلی، ساکاژیا، ساگوارجیله، سامر تسخله، گورجیلاس کلده و نقاط دیگر قرار دارند(۳۵ تا ۱۰ هزار سال پیش). در قلمرو گرجستان قرارگاههای متعدد و زیادی از غارهای انسان‌های اولیه از دوره نوسنگی بدست آمده‌است. اودیشی، کیس تریکی، آناسئولی، زموآلوانی و غیره از جمله این غارهاست.
دوران باستان

میریان سوم؛ پادشاه سده سوم میلادی گرجستان

Svetitskhoveli1.jpg

Gergeti Trinity Church and a chapel.jpg

در میانه قرن هشتم قبل از میلاد، دیائوخی در نتیجه تجاوز اورارتو نابود شد. غلبه قولها و مخالفت آنها با دیائوخی نیز در این امر سهیم بود. قسمتی از سرزمین دیائوخی به قولها واگذار شد. مدتی بعد کشمکش بین اورارتو و قولها آغاز شد. در سال ۷۲۰ پیش از میلاد قولها تحت سلطه کیمریها در آمدند که از شمال هجوم آورده بودند. قولها و دیائوخیها اصلاً کنفدراسیون‌های طبقاتی اولیه‌ای بودند که در میانه قرن هشتم پیش از میلاد تجزیه شدند.

قبایل باستانی گرجی و اتحادیه قبایل با ملل گوناگون شرق: هیتی‌ها، میتانی‌ها، اورارتوها و...، روابط فرهنگی داشتند. آنها روابط خوب همسایگی با ارامنه و قبایل قفقاز شمالی را ذکر کرده‌اند. در قرنهای هفتم و هشتم پیش از میلاد، کارتها، مگرلها، چانها و اسوانها در میان قبایل گرجی آشکار می‌شوند که هر یک دارای زبان، قلمرو و عادات مخصوص به خود بودند بعدها این قبایل متحد شده و در نتیجه تحکیم خودشان در قرنهای ۶ تا ۴ پیش از میلاد، دو ایالت کنفدراسیون در گرجستان شرقی و غربی شکل می‌گیرد. در آغاز نیمه اول قرن دوم میلادی، پادشاهی کارتلی، به ویژه تحت فرمانروایی، پارسمان دوم (به معنی پارسی باستانی، دارنده روح پارسی) هنوز در حال قوی شدن بود پارسمان به طور آشکارا با روم مخالفت می‌کرد در سال ۱۲۳ او آلانها را فرا خوانده آنها را بر ضد خراج گذار رومیها و پارتها (آلبانیها، ماد، ارمنستان، کاپادوکیه) هدایت کرد. امپراتور هاردیان در جستجوی بهبود روابط با کارتلی بود ولی پارسمان مسالحه را رد کرد اما در زمان جانشینان هاردیان امپراتور آنتونیوس پیوس روابط بین روم و کارتلی را بهبود بخشید. شاه پارسمان دوم همراه با ملتزمین بسیار وارد روم شده استقبال پرشکوهی از او به عمل آمد گرجیها حق ارائه قربانی را در کاپیتول به دست آوردند بر طبق نوشته دیوکاسیوس مجسمه از شاه پارسمان در روم نصب شده امپراتور کارتلی را در مرزهای گسترده کنونی خود به رسمیت شناخت.
دوران جدید

مرز ایران و روسیه تزاری پیش از پیمان نامه گلستان

این کشور پس از اسلام در دوره‌های صفویه و افشاریه نیز جزئی از ایران بوده‌است. در دوره صفویه، مادران بسیاری از شاهان، از مردم گرجی بوده‌اند و گرجی‌ها در بسیاری از مناصب کشوری و لشکری حضور داشتند. در دوره زندیه به دلیل از میان رفتن مرکزیت سیاسی ایران، هراکلیوس حاکم گرجستان ابتدا اعلام استقلال کرد و پس از چندی خود را زیر پوشش روسیه تزاری قرار داد. آقا محمدخان قاجار پس از به قدرت رسیدن به قفقاز لشکر کشید و تفلیس را تسخیر کرد. پس از فتح شهر ۱۵ هزار تن از مردم بیگناه را کشت و خانه‌ها و کلیساها را نیز خراب کرد و دهها هزار گرجی را به اسارت گرفت. این رخداد سبب تنفر شدید مردم گرجستان از ایران شد و یکی از زمینه‌های معنوی جدایی گرجستان از ایران گشت. در زمان فتحعلی شاه قاجار و پس از شکستهای پیاپی سپاه ایران به فرماندهی عباس میرزا از روسیه تزاری و در پی پیمان نامه گلستان، گرجستان رسما از ایران جدا شد و ضمیمهٔ خاک روسیه شد. از آن زمان زبان روسی به عنوان زبان رسمی گرجستان در مدارس و ادارات اجباری گردید.

در آذر ۱۳۷۰ (دسامبر ۱۹۹۱) گرجستان رسما از شوروی استقلال یافت و زبان گرجی زبان رسمی کشور شد. پس از استقلال گرجستان، ادوارد شواردنادزه وزیر خارجه پیشین شوروی، به عنوان نخستین رییس جمهور کشور برگزیده شد. گرجستان از همان زمان برسر جمهوری‌های خودمختار اوستیای جنوبی و آبخازیا با روسیه اختلاف داشت، چرا که روسیه اجازه نمی‌داد که گرجستان، حاکمیت خود را در این دو منطقه اعمال کند.

می‌خاییل ساکاشویلی و جرج و. بوش

ولی به دلیل ضعف گرجستان و نیز نزدیکی دولت وقت - به ویژه شخص شواردنادزه - به روسیه، این کشور تن به مصالحه با روسیه داد و پذیرفت که در امور جمهوری‌های خودمختار اوستیای جنوبی و آبخازیا دخالت نکند و با حضور نیروهای روسی در این دو منطقه مخالفتی نداشته باشد.

اما پس از انقلاب رز (رنگین/مخملی) در سال ۱۳۸۲ در گرجستان که با پشتیبانی آمریکا صورت گرفت و منجر به برکناری دولت متمایل به روسیه و روی کارآمدن دولت غربگرای می‌خاییل ساکاشویلی شد، اوضاع سیاسی این کشور دگرگون شد. دولت جدید سیاست دوری از روسیه و نزدیکی به غرب (به ویژه آمریکا) را در پیش گرفت. همچنین این کشور خواهان عضویت در اتحادیه اروپا و ناتو شد.
جغرافیا

طبیعت گرجستان گوناگون است: این جمهوری با نواحی ناهموار مشخص می‌شود و دو سوم آن کوهستانی است؛ بلندترین قله این کشور با بلندی ۵۰۶۹ متر بر فراز کوه شخارا قرار دارد. گرجستان غربی دارای اقلیم مرطوب جنب مداری است، در حالی که در گرجستان شرقی خشک یا معتدل مرطوب است. منابع طبیعی جمهوری شامل زغال سنگ، نفت، منگنز، فلزات غیرآهنی و معادن غیرفلزی است. از آب رودخانه‌های گرجستان در تولید برق و آبیاری زمین‌های کشاورزی نیز استفاده می‌شود.

گرجستان و از شمال با فدراسیون روسیه، از شرق با جمهوری آذربایجان، از جنوب با ارمنستان، و از جنوب غربی با ترکیه هم مرز است و در غرب هم به دریای سیاه منتهی می‌شود.

از دید طبیعی گرجستان از شمال ارتفاعات قفقاز از خاور به دریای خزر، از باختر به دریای سیاه محدود است. بیش از نیمی از گرجستان کوهستانی و است. بخش عظیمی از را جنگل‌های انبوه تشکیل داده‌است. بلندترین کوه گرجستان نیز آلبروس است که با ارتفاع 5642 متر ارتفاع از سطح دریا (27متر کمتر از دماوند) جزو بلند ترین کوههای جهان پس از دماوند (۵۶۷۱ متر) می‌باشد.
تقسیمات کشوری

نقشه گرجستان؛ آبخازیا(رنگ سبز) و اوستیای جنوبی(رنگ بنفش)

جمهوری گرجستان شامل دو جمهوری خودمختار آبخازیا (در شمال غرب) و اوستیای جنوبی (در شمال شرق) است. جمهوری خودمختار پیشین آجاریا در جنوب غرب کشور نیز در سال ۱۳۸۳ به استان تبدیل شد. گرجستان به ۶۵ ناحیه و مناطق روستایی تقسیم می‌شود و دارای ۱۳ شهر و چندین شهرک است که شامل شهرهای تفلیس، کوتائیسی، گوری، چیاتورا، روستاوی، پوتی، تقیبولی، زوگدیدی، تسقالتوبو، سوخومی، تقوارچلی، گاگرا، باتومی، تلاوی، گرمی و ۳۷ شهر کوچک، ۶۱ مرکز روستایی و ۴۵۰ روستا است.

جامعه
مردم
مردم گرجی

مردم گرجی مردمی هستند از نژاد گرجی و بیشتر آنان پیرو آیین مسیحیت هستند.پادشاهی‌های گرجی در دوره‌های باستانی، یعنی ایبریا در شرق کشور و اگریسی در غرب، از نخستین کشورهایی بودند که به ترتیب در سالهای ۳۱۷ و ۵۲۳ میلادی، مسیحیت را دین رسمی خود ساختند.

مردم گرجی با پوشاک بومی

مردم گرجی با پوشاک بومی

جمعیت

جمعیت گرجستان در سال ۱۳۸۷، ۴٬۶۳۰٬۰۰۰ تن بوده‌است که تراکمی مطابق با 66 نفر بر کیلومتر مربع‎ ایجاد میکند، که ۸۳٫۸ درصد آنان از نژاد گرجی بوده‌اند که به زبان گرجی صحبت می‌کنند، این زبان دارای خط ویژهٔ خود است. سایر نژادهای ساکن در گرجستان، آذری، روسی، آبخازی، و اوستیایی هستند.
نامداران گرجی

    سنت نینو، رسمی‌کننده مسیحیت در گرجستان به سال ۳۲۷ م.

    کادرین دادیانی

    ملکه تامار

    باگرات سوم، از پادشاهان گرجستان

    سردار پیتر باگراشنی

    شاهزاده سیمون باگراشنی

    شاهزاده چاوچاوادزه و باگراشنی

    الکساندر کازبگی، نویسنده سده ۱۹ میلادی

    سردار کوته آبخازی

    شاهزاده الکساندر چاوچاوادزه

    ایلیا چاوچاوادزه؛ نویسنده، شاعر، روزنامه‌نگار، و حقوقدان