تور شیراز اردیبهشت 98

بهار 98
2 شب و 3 شب و 4 شب
پرواز ایران ایر
تعداد بازدید : 8684
بروزرسانی : 1398/1/26
تاریخ انقضا : 1401/12/28
شهر(ها) : شیراز / فارس ,
کشور(ها) : ایران ,

تور شیراز اردیبهشت 98 | تور ارزان شیراز | تور ارزان قیمت شیراز | تور شیراز بهار 98 | تور شیراز لحظه آخری | تور هوایی شیراز | تور شیراز با ایران ایر


هتل نوع اتاق 2شب 3شب 4شب
ساسان 2* 2تخت 298.000 355.000 410.000
ارگ3* 2تخت 352.000 433.000 514.000
کریم خان3* 2تخت 355.000 408.000 480.000
جام جم4* 2تخت 408.000 517.000 626.000
پرسپولیس4* 2تخت 511.000 672.000 832.000
آریوبرزن4* 2تخت 408.000 514.000 622.000
پارک سعدی4* 2تخت 408.000 517.000 626.000
ستارگان 4* 2تخت 449.000 579.000 710.000
پارس5 * 2تخت 517.000 681.000 844.000

*خدمات پکیج: ترانسفراستقبال و بدرقه. اقامت خدمات (طبق پکیج) . گشت. راهنما. ورودیه ها
گشت شامل سرویس به مراکز: حافظیه . سعدیه . باغ ارم . ارگ کریمخان . موزه پارس . نارنجستان قوام . منزل زینت المولک . موزه زینت المولک
نرخ های فوق فقط اقامت و گشت می باشد در صورت در خواست پرواز مبلغ 380000 تومان به نرخ ها اضافه میگردد.پایان شکوه تخت جمشید
سوزاندن تخت جمشید و پایان شکوه آن
 پایان تلخ تخت جمشید و شکوهش به دست اسکندر مقدونی رقم خورد. اسکندر در سال ۳۳۰ قبل از میلاد (به روایتی ۳۳۴ قبل از میلاد) با ارتشی شامل ۴۸۰۰۰ سرباز پیاده، ۶۱۰۰ سوار و ۱۲۰ کشتی جنگی با ۳۸۰۰۰ خدمه از تنگه داردانل در شمال غربی ترکیه عبور کرد. برخی از سربازان ارتش او از اهالی مقدونیه و دولت‌شهرهای یونانی و برخی دیگر رعایایی از مزارع اربابان تراکیه (از کشورهای باستانی ناحیه بالکان)، پایونیا (سرزمینی در منطقه تراکیه)، و ایلیریا (سرزمینی باستانی در غرب شبه‌جزیره بالکان) بودند. اسکندر یک نیزه به خاک آسیا پرتاب کرد و با اشاره به اینکه او آسیا را هدیه‌ای از جانب خدایان برای خود می داند، قصدش را تسخیر سرتاسر شاهنشاهی هخامنشیان عنوان کرد. او به راه افتاد و بر سر راهش هر چه بود را از میان برد تا اینکه از بابل به شوش رسید که یکی از پایتخت‌های هخامنشیان بود. او این شهر را ویران کرد و قسمت اعظم سپاه خود را به تخت جمشید فرستاد. خود او نیز با سپاهی گلچین شده به همان جا رفت.
آریو برزن -یکی از شاهزادگان هخامنشی و سردار ایرانی- گذرگاه دربند پارس را مسدود کرد. این گذرگاه بر اساس مختصات امروزی در مرز بین استان‌های کهگیلویه و بویر احمد و فارس قرار داشت و از جنوب، کوه دنا در رشته‌کوه زاگرس را در بر می گرفت. اسکندر به ناچار به این گذرگاه حمله کرد و با شکست آریوبرزن خود را به تخت جمشید رساند. او با ورود به تخت جمشید سپاهیانش را برای غارت آزاد گذاشت و پنج ماه در این شهر سکنی گزید. آنان دهکده های شهر را ویران کردند. ۲۰۰ سال آبادانی باعث شده بود تا خانه های مردم عادی نیز سرشار از ثروت باشد. سربازان اسکندر تمام مردان پیر و جوان را از دم تیغ گذراندند و زنان و دختران را فروختند. جواهرات، پارچه های گرانبها، جنگ افزارهای گران قیمت، فرش ها و ... همه و همه چشم مقدونیان را کور کردند و آنها برای رسیدن به این غنایم به یکدیگر نیز رحم نمی کردند.
اسکندر ارگ شاهی را برای خود کنار گذاشت، راهی کوشک داریوش شد و خزانه ۲۰۰ ساله آن را از آن خود کرد. ۱۲۰۰۰۰ تالان نقره برابر با ۴۴۰۰ کیلوگرم نقره تنها بخشی از این گنجینه بود. ۳۰۰۰ شتر و تعداد زیادی قاطر را از شوش و بابل آوردند تا بتوانند این گنج را به نقطه دیگری حمل کنند.
از توصیفات مورخان این نتیجه به دست می آید که پارسه از نظر شکوه و بزرگی بی مثال بوده است. دیودور سیسیلی(Diodorus Siculus) -تاریخ نگار یونانی- از زبان یکی از یاران اسکندر غارت شهر با شکوه پارسه را این گونه توصیف می کند:
   شهر پارسه پایتخت شاهنشاهی پارسیان بود... توانگرترین شهر روی زمین شمرده می شد و خانه های افراد عادی هم از وسایل گرانبها پر بود. فرش، جامه و ساز و برگ گوناگون و در اینجا سیم و زر فراوان به چنگ غارتگران مقدونی افتاد. با جامه های پربهایی که با رنگ های بسیار اصیل ارغوانی و زری دوزی اعلا مزین بودند... مقدونیان یک روز تمام، شهر را تاراج می کردند و اموال غارتی را با تیغ و خنجر از هم می ربودند و پاره می کردند، زنان را به بندگی گرفته و جامه و اثاث شان را به تاراج می بردند تا بدانجا که پارسه که زمانی توانگرترین شهر دنیا بود بدبخت ترین شهر جهان گشت...بر روی صفه، کاخ های شاهی قرار داشت و در اطراف صفه کاخ های خصوصی شاهان و خانه های افراد خاندان شاهی و نیز برزن هایی که محل سرای نُجَبا محسوب می شد، پراکنده بود. همه از رخت و اثاث بسیار تجملی پر بود و جز آن محل هایی هم برای نگهبانی از خزانه شاهی قرار داشت.
کنتوس کرتیوس این یورش غم انگیز را این گونه توصیف می کند:
هیچ شهری به توانگری آن نبود و چندان ثروت از آنجا به مقدونیان رسید که از تصور بیرون بود. وقتی آنها شروع به کشتن مردم کردند، عده زیادی از اهالی، خانه های خود را می سوزاندند و خود و زن و بچه های شان را از دیوارها به زیر می انداختند و کشته می شدند. بدین سان شهر نابود شد و حتا در سده های بعدی هم سر بلند نکرد و دیگر اثری از آن نمانده است.
در یکی از روزها قسمت شرقی کاخ خشایارشا طعمه آتش شد و این بلا به باقی نقاط شهر نیز سرایت کرد. در مورد این آتش سوزی حدس و گمان های بسیاری وجود دارد؛ عده ای آن را ناشی از بدمستی افراد می دانند و عده ای آن را انتقام عمدی آتش‌سوزی آکروپولیس در جنگ دوم یونانیان با ایرانیان می پندارند. در این میان کارشناسان دیگری بر این باورند که اسکندر با دیدن تخت جمشید و اینکه می دانست تا زمان سرپا بودن این پایتخت آیینی، مذهبی و ملی، امید به زنده ماندن دولت هخامنشی و آیین های ایرانی وجود دارد، آنجا را با کمال میل به آتش کشید تا به همه بفهماند هخامنشیان و مرکز و زادگاه آنها نابود شده است و از آن پس تنها او است که می تواند حکومت کند. البته او تنها ۷ سال فرمانروا بود و آرزوهایش را با خود به گور برد.
این پایان کار تخت جمشید نبود. کتیبه‌هایی از پادشاهان ساسانی نیز در تخت جمشید یافت شده است که نشان می دهند پس از ورود اسلام به ایران نیز این مکان را محترم می شمردند و آن را با شخصیت‌هایی همچون سلیمان نبی و جمشید مرتبط می کردند. یک نویسنده دوران ساسانی نیز واقعه به آتش کشیده شدن تخت جمشید را در میان نوشته هایش آورده است:
اهریمن ملعون برای از میان بردن ایمان و توجه مردمان به آیین زرتشت اسکندر را برانگیخت… تا به کشور ایران بیاید و ستمگری، جنگ و غارت گری را به آنجا بیاورد. پسر اهریمن (اسکندر) آمد و فرمانروایان ایرانشهر را کشت و پایتخت های شاهان را به تاراج داد و ویران کرد… و کتاب های آیین زرتشت را سوزاند و حکیمان، موبدان و دانشمندان ایران زمین را کشت و تخم کینه و نفاق را میان بزرگان پراکند… 
علاوه بر کتیبه های ساسانی نشانه های دیگری هم از دوره های بعد در تخت جمشید مشاهده شده است؛ دو کتیبه به خط کوفی از عضدالدوله دیلمی و کتیبه‌های دیگری هم به عربی و هم به فارسی. جدیدترین کتیبه، مربوط به دوره قاجار بوده و به فرمان مظفرالدین شاه قاجار نگاشته شده است.